اخبار برگزیده

*در جلسه ی احضار ارواح!


در جلسه ی احضار ارواح مولانا «ع.بلعم.سخاوشّرالله ظهره النحیف» به حضرتشان گفتم:اگر امکان دارد امشب روح بلند نیما یوشیج را احضار فرمایید.استاذنا پس از فرورفتن به خواب مصنوعی و در حالات و اطوار عجیبه و غریبه با صدایی که همراه خرخر از حلقوم شهدنوششان بیرون می آمد فرمود:نمی شود فرزند ؛ نمی شود!پرسیدم:از چه بابت؟فرمود:دیروز جنب سلسبیلبا خیابان سلسبیل اشتباه نشودبین نیما و رودکی مختصر درگیری ای حادث شده.رودکی با یک کف گرگی جانانه ی سمرقندنشان ، چانه ی بلند و کلّه قند نمای نیما را پیاده کرده و نیما هم انگشت یوشی انداخته در حدقه ی چشمان بی فروغ رودکی و نی نی چشمان او را عدس وار با ناخن برکنده است.حالیه هردو در مجتمع درمانی کوثر که در شارع تسنیم ،انتهای کوچه ی صلصال واقع است بستری اند و حال خوشی ندارند.
علی ایّ حال روح بلند فرزدق دم دست است ؛ایضآ می بینم که متنبّی سلانه سلانه به سمت من می آید در حالی که ساعد در ساعد ابن عربی انداخته است.می خواهی....وسط کلام گهربارشان پ که:حضرت استاد اکبر!فرزدق و متنبّی عرب تشریف دارند و فهم سخن هم نکنیم.فرمود:ای کج نشسته!راست گفتی.فرخی سیستانی یا فرج رونی چطورند؟خنده کنان گفتم:استاذنا ارواح مطهره را به ترتیب حروف الفبا احضار می فرمایند؟ناگهان از حالت خرخر و خواب مصنوعی بیرون پرید و غرید:پای استهزاء و ریشخند که به میان کشیده شود ارواح متواری می شوند.
خلّص کلام این که جلسه ی احضار ارواح به هم خورد بی آن که توانسته باشیم با روح حتی یک شاعر دست سوم ارتباط برقرار کنیم.حالیه هم ارواح مطهره ی شعراء کرام علیه آلاف تحیةوالسلام به تعطیلات پاییزهکه بهار شاعران استرفته اند!


*در جلسه ی احضار ارواح!

*در جلسه ی احضار ارواح!

*در جلسه ی احضار ارواح!

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها